
چند كلوم حرف حساب ميشه باهات زد؟
درد تنهاييو درمونش ديدار نيست، بفهم
شايد اگه يه كم سيگارت ديرتر تموم بشه
لذتبخش تر باشه تا اينكه يكيو ببيني
از اينا كه بگذريم
عالم مزخرفيه
اينا چي ميفهمن مثلا مه يعني چي
چي ميفهمن رفتن تو مه يعني چي
بري تو مه ميگن طرف گم شد
هه هه
اين جمله رو ببين
نوازش دستانش چنان مستم می کرد
که دیگر هیچ چیز را به خاطر نمي آوردم
اينو الان از همين دورو برا شنيدم
واي كه چقدر حباب
واي كه چقدر تا چشمه رفتن و تشنه برگشتن
بعضي وقتا دوست داشتم جاي اون نطفه اي بودم
كه هرگز نيومد به اين دنيا و اين حرفارو نشنيد
ببين من چي ميگم
من ميگم
چه فرقي دارد برايت
كه بوي باران در آغوشت باشد
يا يك مرد هرزه بلند قد
چه فرقي دارد برايت كه باران چه گفته يا شنيده
مهم اينست كه چه پوشيده و معيار زر و زيورش چه مقدار
ميداني
نگاه بي شرمانه شاعرانه ات
بسيار نفرت انگيز است
تو لباس شعر داري و درونت پر از بي شعري
خسته از تو و دنيايي كه تو در آن هستي
و امثال تويي كه احساس خوبي دارند چون تو
از تعريف بيهوده تو از من گريزانم
نمي خواهم جزء معيارهاي خوب يا بد تو باشم
من تنها ميخواهم سكوت باشم
سكوتي آكنده از بي انتخابي
نه انتخاب تو نه غير تو
تو همه را در شعله هاي سرخ و زيبايت سوزاندي
و خاكستر باورهاي كهنه ام را به خاك سپردي
باور كن
با نگاه تو نميتوان عكس خدا را كشيد
باور كن
با احساس تو نميتوان بال زدن پروانه را تجسم كرد
توئي كه موجب سنگ قبر براي ملاقات من و عشق
و
درون حبابي كه هر لحظه شايد نماند و برود تو را ميبينم
تو چقدر زيبا و دروغي
This entry was posted on August 31, 2008 at 6:05 am and is filed under private . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed
You can leave a response, or trackback from your own site.
August 31, 2008 at 8:01 pm
salam khobi namad ye sary be in bad bakht bezan
dostdarat erfan
September 19, 2008 at 7:41 am
سلام خوبی مرسی که امدی بازم بیا من اپم
دوستدارت عرفان[گل]
September 19, 2008 at 8:23 am
سلام.
با خوندن اين نوشته حس يه اندوه و خشم در هم آميخته رو ديدم!
اميدوارم هرگز احساسات پاك و قشنگ كسي درگير زيبايي هاي دروغين نباشه.
شاد باشي
September 19, 2008 at 8:24 am
سلام
خیلی وقت بود ازت خبری نبود آ پ نمی کردی حالام که با کلی نا امیدی از این دنیا و افکار منفی اومدی. شعرت بد بینانه است به نظرم واقع بینی بهتر از بدبینیه. نمی گم دنیای قشنگی داریم نه من که تو وبم توصیفش کردم اما توی همین دنیا با همه بدیهاش آدمهای پلید و فاسدش بازم میشه خوبی ها رو پیدا کرد فقط باید چشم باز کرد و قشنگی ها رو هر چند اندک دید. اگه بخوای که ببینی