
شايد
نميداني
بدان
عشق درگير من است
ديگر
عشق درگير من است
شايد نميداني و بدان
و ديگرنه تويي و نه چون تويي
آزاد و رها
مثل روح باران
مثل خلصه ناب
و من عاشق چيز تازه
شيفته فردي نو
عاشق مه شبنم آلود
و چه بگويم
اينجا
فضا براي گفتن كم است
من در سر دغدغه هيچ ندارم
من مسير خفته در مه را ميبينم
مسيربي مسافر را مي پسندم
و راهي به نا كجا را خواهم رفت
و ديگرنه تويي و نه چون تويي
عشق با روح شقايق زيبا بود
تو روح شقايقت كجا بود
عشق با حسرت عاشق زيبا بود
تو حسرتت كجا بود
و تو معني حسرت را حسادت خواندي و من نپسنديدم
گفتم دور شو
گفتم دور شو و بگذر از من و اين اتفاق
يا بگذاربروم به شهري كه اسمش را نميدانم
تو برايم دره اي با ميخك هاي تازه نبودي و پوچ
و باعث سرگرداني كسي چون من
اكنون من معلق در چيزي
و احساسي كه هنگام تماشاي مه داشته باشي
و آرامشي كه چين دامنت گلهاي قالي را آشفته نكند
و…
دلم چقدر فرار از تو را مي خواهد
This entry was posted on September 30, 2008 at 7:31 am and is filed under private . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed
You can leave a response, or trackback from your own site.
October 21, 2008 at 11:05 am
گل همیشه نازم نبودی چاره سازم
نکردی مهربونی به قلب پر نیازم
آخه این اسمش وفا نیست، راه و رسم عاشقا نیست
وقتی که دلم گرفته، دل شکستن که روا نیست
توئی که بر سر من عشقت و منٌت میزاری
رنجی که به من میدی پای محبت میزاری
توئی که با همه مهری که میگی به من داری
پس چرا سوختنم و به پای عادت می زاری
محتاج محبتم خدایا ،مددی کن شاید که خدا بگیره دست پر نیازم
شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم
October 21, 2008 at 11:06 am
عاليه دوست عزيزم
واي که چقدر وبلاگت دوست دارم و توي اين مدت دلم براش تنگ شده بود
خوش باشي
عليرضا
November 2, 2008 at 10:01 am
سلاممممم
فکر کنم بازم اومدم به وبلاگ خوشگلت و نوشته های جالبتو خوندم
اما فونت نوشتت کوچیک نازم
نیلوفری باشی
November 2, 2008 at 11:19 am
salam
man ke harvaght biam weblog khuni behet sar mizanam.
November 3, 2008 at 11:31 am
ن آپم با جملات آموزنه جدید.
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$—-$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
____$$_______$$____$$$
____$________$$$____$$
____ _________$$$____$
_____________$$$
_____________$$$
____________ $$$
____________$$$
___________$$$ من آّپـــــــــــــــــــــم
_________$$$$$
________$$$$$
______ $$$$$ خوشحال می شم بیای
November 3, 2008 at 11:32 am
ببخشید دوست خوبم
نوشته هات خیلی ریزه
خیلی سخت خونده میشه
November 6, 2008 at 3:58 pm
خوب فرار کن…
November 7, 2008 at 7:57 pm
عشق را با دگری معنا کرد/عشق اما دل من تنها بود
زیباترین کلام اولین سلام است.داستان من در انتظار خواندن است.پس به خانه ام بیا.
November 8, 2008 at 11:34 am
فوق العاده بود.اونقدر تیکه های زیبا داشت که نمی تونم تفکیکش کنم.اما به نظرم این توصیف بی نظیر بود:
…..تو حسرت را حسادت خواندی و من نپسندیدم