Archive for April, 2009

Posted in private on April 21, 2009 by pollaris

jesus-cross-407xمردي در
کليساي سان مارکو   ونيز
ميلادي 1754

يا عيسي مسيح
به راستي
چه دلرباست تنهايي
و چه دلرباتر وقتي كه تنهاييت
 آغاز ديداري غريب باشد
صدايم را ميشنوي
آيا گريزي هست به جايي
من شكسته ام
اينجا عالم ستايش ديوانگيست
مرا وارهان از اين مكر
مرا آزاد كن از اين حصار و يند
فرياد كه اين مکر سرخ  چه زيبا بود
و هست
مكري كه با حيله اش
هر انسان واقعي را عاشق
 عبارتي به اسم مرگ ميكند
تا كه شايد بشود مدتي در كنارش زيست
در كنار باور
در كنار حقيقت ابدي

گوش كن
پيامبر
گوش كن
 بنواز حرفهايم را
بنواز با ساز درونم
و نتهاي انديشه ام
و صداي بودنم
را نثار كساني كن
كه هنوز در ابهامند
كه ماندن يا رفتن
كه اين قشنگتر
يا آن زيباتر
اما من ميدانم
ميدانم آن چيز را كه تو ميداني
 و من بايد ميدانستم

بگذار بشنوند حقيقت را
و بگذار تا زنده شوم
با آهنگ زاييده اش
تا كه شايد ديگران ناظر اين تولد باشند
و اي كاش همه بدانند
كه من هرچه دارم از آن دارم
و همچنين از دروني كه
ساليان سال لال زمانه بوده است
و جسمم خودسرانه
 به جاي او سخن ميگفت
و همين درون ميگويد
كه چه دلرباست تنهايي
كه در پسش ديگر سخن نميگويي
واجازه ميدهي كه همه در مورد
تو لب به سخن باز كنند
و تو را در حال رقص تانگو
با آنچه كه هستي نطاره كنند
و تو تنها ميشنوي
وفقط ميشنوي
وآرام از نظرها محو ميشوي
و محو

يا مرد خدا
چه دلرباست تنهايي